محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1389
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
ناگرفت - يعنى ناگهان . نشست - [ بكسر نون و سكون شين معجمه « 1 » ] بمعنى خوش باشد . كذا فى زفانگويا و - بفتح نون - بمعنى خواب و بمعنى سست و كاهل « 2 » و ضايع و زبون نيز به نظر رسيده . نوبت - وقت و مجال و فرصت و نقاره كه در اوقات شب و روز مىزنند و در زمان سكندر سه نوبت بود و در زمان سنجر پنج شد . مثالش امير خسرو گويد : شعر « 3 » چو آغاز نوبت سكندر نهاد * سه از وى شد و پنج سنجر نهاد و بمعنى كرت و مرتبه نيز « 4 » آمده مثال اين معانى و معنيهاى اول شيخ [ سعدى ] فرمايد : بيت بنوبتند ملوك اندر اين سپنج سراى * كنون كه نوبت تستاى ملك بعدل گراى « 5 » اما بعد از تتبع ظاهر شد كه بمعنى وقت عربيست * . [ 1 ] نشاخت - يعنى نشاند [ 2 ] . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت همى شاه را بخت فيروزه ساخت * همى تاج را گوهر اندر نشاخت نشاست نيز به اين معنى است . مثالش هم او [ 3 ] فرمايد : بيت هم از تخم شه پادشاهى نشاست * به دو رسم باز آنچه بد كرد راست . نهفت - بمعنى پوشيده باشد [ 4 ] . مثالش اسدى گويد : بيت دو بيجاده گفتى كه جادو نهفت * ميانش بالماس انديشه سفت « 6 »
--> ( 1 ) - كلمه از « ك » است . ( 2 ) - كلمه در « الف » بالاى سطر در حاشيه است . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - كلمه از « غ » و « ك » است . ( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 6 ) - از آغاز لغت تا اينجا از « غ » و « ك » است . ( 1 ) در برهان معنى پاس و محافظت و خيمهء بزرگ كه بارگاه خوانند نيز دارد . ( 2 ) و بمعنى تعيين هم آمده است كه خبر دادن و آشكارا ساختن و خاص گردانيدن باشد . ( 3 ) يعنى : فردوسى . ( 4 ) ماضى نهفتن بمعنى پنهان كرد نيز هست . ( برهان ) .